مسابقه وبلاگ نویسی به مناسبت پیوند آسمانی
فراخوان مسابقه وبلاگ نویسی «پیوند آسمانی» به مناسبت سالروز ازدواج حضرت زهرا (س) و امیر المومنین علی (ع) منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگ سرای فناوری اطلاعات، این مسابقه با محورهای«از تو می آموزم حیدر»، «فاطمه الگوی زنان جهان و مادر صدف آفرینش»، «ازدواج موفق و فرزندان صالح» و در قالب های یادداشت، مقاله، دل نوشته، شعر، عکس و متن ادبی برگزار می شود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 16:0  توسط علیرضا زینلی
|
حضرت باقر عليه السلام در ضمن حديثى طولانى پيرامون حضرت زهراء عليهاالسلام مى فرمايد: اطاعت ايشان بر تمامى آفريدگان خداوند از جن و انس، پرندگان و حيوانات وحشى و پيامبران و ملائكه فرض و واجب بود. [ طبرى، الاتل الاماته / 28.] 14- محمد بن سنان گويد: نزد حضرت جواد الائمه عليهاالسلام بودم و سخن از اختلاف شيعه به ميان آمد فرمود: اى محمد، همانا خداوند متعال پيوسته در واحدانيت خود يكتا بود، آنگاه محمد و على و فاطمه را آفريد، آنان دوران زيادى مكث كردند و بعد از آن خداوند تمامى موجودات را آفريد و آنان را بر آفرينش موجودات گواه گرفت و اطاعت آنان را بر موجودات اجراء فرمود و امور موجودات را به آنان واگذار كرد، آنان هر آن چه را كه خواستند حلال و هر آن چه را كه خواستند حرام نمودند، البته هيچ چيزى را جز آن چه را كه خداوند خواسته بود نمى خواستند.

بعد فرمود: اى محمد، اين همان آئينين است كه هر كس از آن پيش افتد از دين خارج شده و هر كس عقب بماند نابود گشته و هر كس ملازم و همراه آن باشد به حق پيوسته است. اين مطلب را غنيمت بشمر، اى محمد. [ علامه مجلسى، ملا محمد باقر، بحارالانوار 15/ 19.] علامه مجلسى قدس سره در شرح اين حديث گويد: «آنان را بر آفرينش موجودات گواه گرفت «يعنى در حضور و جلو روى آنان موجودات را آفريد و آنان بر كيفيت خلقت و رموز آن اشراف داشتند «اطاعت آنان را بر موجودات اجراء فرمود» يعنى اطاعت آنان را بر تمام موجودات حتى جمادات و موجودات آسمانى و زمينى واجب ساخت «و امور موجودات را به آنان واگذار كرد» يعنى حلال و حرام كردن و بخشيدن و نبخشيدن را، هر چند ظاهر عبارت اين معنى را مى رساند كه تدبير موجودات از حركات و سكنات و ارزاق و عمرها و امثال آنها را به آنان واگذار كرد. [ علامه مجلى، ملا محمد باقر، مراه العقول 5/ 190- 192.] 15- ابوسعيد خدرى گويد: در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشسته بوديم مردى از راه رسيد و از حضرت پرسيد كه درباره فرمايش خداوند كه فرمود: «استكبرت ام كنت من العالين» توضيح دهيد كه اينان چه كسانى هستند كه از ملائكه مقربى برتر و بالاترند؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: من و على و فاطمه و حسن و حسين مى باشيم كه در سرادق عرش بوديم و خداوند را تسبيح مى كرديم و ملائكه با تسبيح ما تسبيح كردند دو هزار سال پيش از آنكه خداوند آدم عليه السلام را بيافريند، هنگامى كه خداوند آدم را آفريد به ملائكه دستور فرمود كه بر او سجود كنند، و مامور به سجود نشده بودند مگر بخاطر وجود ما، همه ملائكه سجده كردند به جز ابليس كه خوددارى كرد. خداوند متعال به او فرمود: «اى ابليس چه چيز تو را بازداشت از اينكه بر آن چه كه من با دست قدرت خود آفريدم سجده كنى؟ آيا استكبار ورزيدى يا از موجودات على و برتر بودى» يعنى از اين پنج تنى كه اسامى آنان در سرادق عرش نوشته شده بود، پس ما هستيم آن باب خدائى كه از آن در وارد مى شوند و هدايت يافته گان به وسيله ما هدايت مى شوند، هر كس ما را دوست داشته باشد خداوند او را دوست داشته و به بهشتش وارد مى سازد و هر كس با ما دشمنى كند خداوند او را دشمن دارد و به آتشش داخل مى كند و دوست ندارد ما را مگر كسى كه زادگاهش پاك و پاكيزه باشد. [ تا ويل الايات 2/ 59.]
منبع:کتاب فاطمه زهرا (سلام الله عليها) شادماني دل پيامبر (صلي الله عليه و آله)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 13:43  توسط علیرضا زینلی
|
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هنگامى كه خداوند متعال بهشت را آفريد آن را از تنور وجه خودش خلق كرد بعد آن را گرفته و پرتاب كرد يك سوم آن نور به من رسيد، و يك سوم آن به فاطمه و يك سوم ديگر به على و خاندانش اصابت كرد از آن نور به هركسى كه چيزى تابيده شده باشد به ولايت آل محمد راه پيدا مى كند و هر كس از آن نور چيزى به او نرسيده باشد، از ولايت خاندان محمد گمراه مى شود. [ بحارالانوار، 43/ 44.] تدبر و دقت در اين حديث عظمت و بزرگى مقام حضرت زهراء را نشان مى دهد زيرا خداوند آن حضرت را همتاى پدر و شوهر و فرزندانش عليهم السلام در آن نور قرار داد بلكه بهره او را از آنها بيشتر دانسته است و اين منزلت و شانى است كه هيچ كس را به آن دست رسى نيست و درياى ژرفى است كه شناوران بحر معارف به قعر آن نرسيده اند.
منبع:کتاب فاطمه زهرا (سلام الله عليها) شادماني دل پيامبر (صلي الله عليه و آله)
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 13:43  توسط علیرضا زینلی
|
«والشعراء يتبعهم الغاوون» [قرآن مجيد، سوره شعرا، آيه ى 227.]
«الا الذين ءامنوا و عملوا الصالحات و ذكرو الله كثيرا و انتصروا...» [قرآن مجيد، سوره شعراء، آيه ى 224.] شاعران را مردم جاهل گمراه، پيروى مى كنند. مگر آن شاعران كه اهل ايمان و نيكوكار بوده و ياد خدا بسيار كردند و براى انتقام از هجوم و ستمى كه در حق آنها شده (به نظم سخن و طبع شعر) از حق يارى خواستند (و به شمشير زمان با دشمنان دين جهاد كردند، آنان را مومنان، پيروى خواهند كرد)...

شعر از زمانهاى گذشته تاكنون در تحريك عواطف و احساسات موثر بوده و در عصر جاهليت شعر مهمترين سرگرمى عرب و در واقع موجب غرور و سرافرازى محسوب مى شده است.
نشر مفاخر قبيله و حمايت از اغراض، و تحريك دشمنى هاى ميان قبايل را شاعران قبايل به عهده داشتند.
شيوخ و بزرگان قبايل از هجو شاعران مى ترسيدند و به مدح آنها افتخار مى كرده اند. و مى توان گفت فرهنگ عرب در عهد جاهليت شعر و خطابه بوده است. چنانچه قرآن كريم با صراحت شاعران نيكوكار را مى ستايد و آنان را كه در پليديها گام برمى دارند، سرزنش مى فرمايد. [جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به: تاريخ ايران بعد از اسلام، ص 220 مجموعه مقالات الزهرا، جلد اول، ص 210، زندگانى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام، جعفر شهيدى، ص 188.]
با ظهور اسلام و تاسيس حكومت اسلامى در مدينه، شاعران دين باور و با ايمان، شعر را در خدمت دين به كار گرفتند و حقايق تاريخ و عقايد اصيل اسلام را در قالب شعر نشر دادند. از جمله: كميت بن زيد اسلامى، سيد اسماعيل حميرى، دعبل خزاعى، شيخ محمد كاظم ازرى، شيخ صالح كو از حلى و ديگران.
شاعران شيرين سخن فارسى زبان نيز اشعار فراوانى در محبت خاندان پيامبر و بيان وقايع تاريخ اسلام ارائه كرده اند [جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به: مجموعه مقالات الزهراء جلد اول، ص 211، زندگانى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام، جعفر شهيدى، ص 191 به بعد.] براى حسن ختام سروده اى از شاعر معاصر، مرحوم استاد محمد حسين شهريار ارائه مى شود
منبع:کتاب زندگانی سیاسی حضرت فاطمه زهرا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 13:21  توسط علیرضا زینلی
|
رسول گرامى اسلام درباره ى دخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام مى گويد: ان ابنتى فاطمه ملا الله قلبها و جوارحها ايمانا و يقينا الى مششها. [الثاقب فى المناقب، ص 291 شماره ى 248- مناقب آل ابى طالب، ج 3 ص 385- دلائل الامامه، ص 48- الخرائج و الجرائح، ج 2 ص 531 شماره ى 7- اخبار فاطمه: ابوعلى صولى، به نقل مناقب آل ابى طالب از آن- فضائل االعشره: ابوالسعادات، به نقل مناقب از آن- بحارالانوار، ج 43 ص 29 شماره ى 34- بحارالانوار، ج 43 ص 46 ذيل شماره ى 44- عوالم العلوم و المعارف، ج 11 ص 116 شماره ى 2.]

ترجمه:
به تحقيق دخترم فاطمه، قلب و تمام جوارحش مملو از ايمان و يقين گشته،به طورى كه بالاتر از آن مرتبه، ايمان و يقينى قابل تصور نيست.
در تفسير و توضيح اين حديث شريف به چند نكته ى مهم بايد توجه داشته باشيم:
1- ايمان داراى دو رتبه است:
اول: ايمان قلبى دوم: ايمان عملى ايمان قلبى و باطنى آن است كه در درون انسان پديد مى آيد و از آن با تعبيراتى چون اعتقاد، باور درونى و معرفت ياد مى شود.
وجود ايمان و باور درونى از ضروريات زندگى بشر است به طورى كه تصور اين امر كه فردى بدون اعتقاد و باور قلبى وجود داشته باشد مستحيل و غير قابل قبول مى نمايد.
مى دانيم كه خداوند متعال از اهل اسلام اعتقاد و باور درونى نسبت به امور ضرورى [«امر ضرورى» در اديان الهى عبارت از چيزى است كه اعتقاد و پذيرفتن آن «واجب» و عدم قبول آن يا انكار آن موجب خروج از دين مى گردد، برخى از ضروريات دين اسلام عبارتند از:
1- اعتقاد به وجود خداوند
2- اعتقاد به يگانگى خداوند
3- اعتقاد به نبوت و انبيا
4- اعتقاد به خاتميت حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم
5- اعتقاد به قرآن به عنوان كتاب دينى اسلام، و وجوب پيروى از آن
6- اعتقاد به تبعيت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و حرمت مخالفت با او
7- اعتقاد به وجود قيامت، و بهشت و جهنم، وجود حسابرسى و ....
اينها نمونه هايى از «ضروريات اعتقادى» دين اسلام است اما در ذيل پاره اى از «ضروريات عملى» را نيز ياد آور مى شويم:
1- وجوب ترك محارم و انجام واجبات
2- نماز
3- روزه
4- خمس
5- زكات
6- حج
7- امر به معروف و نهى از منكر و ....
نكته ى قابل توجه درباره ى ضروريات دين آن است كه همه ى فرق و مذاهب اسلامى بر ضرورى و واجب يا حرام بودن آن اعتقاد دارند و در اين باره بين آنها اختلافى وجود ندارد گر چه ممكن است درباره ى جزئيات مربوط به آنها اختلاف وجود داشته باشد.]
مانند وجود خداوند، پيامبران، روز حساب و بسيارى امور ديگر را خواسته است اما وجود منحصر اعتقاد قلبى را براى يك مسلمان كافى نمى داند و از او مى خواهد كه ايمان باطنى خود را با عمل توام نمايد.
پيامبر گرامى اسلام در اين مورد فرمايد: الايمان ما خلص فى القلب و صدقته الاعمال. [تحف العقول، ص 276- معانى الاخبار، ص 180- كنز العمال، حديث شماره ى 11.]
منبع:كتاب زندگاني حضرت زهرا
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:17  توسط علیرضا زینلی
|
اينكه صبر و تحمل فاطمه عليهاالسلام داراى چه نقش اثرى بر اسلام بود امرى است كه نيازمند به بررسى عميق و فراترى است ولى آنچه كه در اين مختصر قابل ذكر است اين است كه صبر و تحمل فاطمه عليهاالسلام عاملى براى دوام و ريشه دارى اسلام بود. و وسيله اى براى جلوگيرى از هم پاشيدگى راه و رسم اسلام اگر چه صبرى تلخ و تحملى جان فرسا بود.

اسلام نوپا در زمان وفات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در مرحله اى از رشد و در حال جان گرفتن بود و اگر پس از وفات شمشيرى كشيده مى شد و يا برخوردارى كاملاً جدى در بين گروهها و دستجات پديد مى آمد، بى شك دشمنان از موقعيت خود دست برنمى داشتند و منافقان نيز با آنها هم عنان شده و بساط اسلام را از هم مى پاشاندند و تحمل فاطمه عليهاالسلام و خويشتندارى على عليه السلام جلوى اين فاجعه در حال تكوين را گرفت و راه را بر دشمن سد كرد.
همچنين او با صبر و تحملش فرزندانى تربيت كرد كه هر كدام وارث صفات و معنوياتى از پدر و مادر بودند. و در مواقع ضرور دندان بر جگر گذارده و نقش جانبدارى از اسلام را در پيش گرفتند. و حاصل چنان وضع و شرايطى قيام خونين حسين بود كه درست در موقع حساس و ضرورى بساط دشمن را برچيد و حقانيت خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را علنى ساخت و در پى آن قيام هاى ديگر نشأت گرفته از آن
منبع:كتاب در مکتب فاطمه سلام الله عليها
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:23  توسط علیرضا زینلی
|
او در مقام صبر و تحمل به درجه اى مى رسد كه به مقام رضا واصل مى شود. او در برابر بى تعهدى شيخين فرمود: تَصْبِر فيكُمْ على مِثلْ حزَّ المُدى وَ وَجْز السِّنانِ فى الحِشأ. صبر مى كنم بمانند صبر كسى كه كارد برنده اى در دل فرورفته دارد، و نيزه اى كشنده اى بر گلو و در درون جان

(چه شبيه است اين سخنان با سخن على عليه السلام همسر او كه فرمود: صَبَرتُ وُفِى الْعَيْنِ قَذى وَ فِى الْحَلقِ شَجى [نهج البلاغه]، صبر كردم صبر كسى كه خار در چشم استخوانى در گلو دارد. و حق هم همين بود زيرا كه بايد مشابهتى بين اين د و روح شريف باشد.) او در صبر و تحمل به مقام شكر رسيد: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى كُلِّ سَرّاءِ وَ ضَّراءِ، سپاس خداى را در هر دشوارى و بدبختى و سختى كه براى بشر پديد آيد، وَ رَضاءِ وَ مُصيبَةٍ، وَ بَلاءٍ وَ عُسْرٍ وَ غِنىً وَ فَقْرُ عَلى كُلِ حالِ خدا سپاس خداوند را در هر حال، در حال خشنودى و مصيبت و گرفتارى و سختى، و آسانى و فقر وَ فى كُلّ اَوانٍ وَ زَمانٍ وَ كُلِّ مَثْوَىْ وَ مُنْقَلَبٍ وَ مُقامٍ [عمادزاده] سپاس خداوند را در همه زمان ها و در هر موقعيت و زمانى و در هر شرايطى و مقامى... الْحَمْدُ لِلَّهِ الَذى لَمْ يَجْعَلْنى جاحِداً مِنْ كِتابِه، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَذى لَمْ يَجْعَلْنى مُتَحَيِراً فى شَى ءٍ مِنْ اَمْرِهِ، سپاس خداوندى را هست كه مرا منكر كتابش قرار نداد و مرا در هيچ امرى متحير و سرگردان نكرد. (و اين چه سعادت بزرگى است كه آدمى در مسير زندگى راه را بشناسد و با بصيرت به پيش رود.)
منبع:كتاب در مکتب فاطمه سلام الله عليها
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 15:20  توسط علیرضا زینلی
|

حديث بيست و هشتم (1)
طهارت فاطمة
عن عائشة قالت: و إذا أقبلت فاطمة كانت مشيتها مشية رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم، و كانت لا تحيض قط، لأنها خلقت من تفاحة الجنة.
و لقد وضعت الحسن بعد العصر، و طهرت من نفاسها فاغتسلت و صلت المغرب، لذلك سميت بالزهراء.
حديث بيست و هشتم: پاكى فاطمه (س)
... از عايشه نقل شده است كه گفت: فاطمه (ع) آمد. راه رفتنش مانند راه رفتن رسول خدا (ص) بود. فاطمه (س) هرگز حيض نمىشد، چون او از سيب بهشتى آفريده شده بود.
فاطمه (س) حسن (ع) را بعد از ظهر به دنيا آورد و از نفاس پاك شد، و غسل كرد و نماز مغربش را خواند و براى همين به زهرا نامگذارى شد.
1ـ قال العلامة الشيخ الأمينى رحمهاللَّه فى كتاب فاطمة الزهراء عليها الصلاة والسلام ص 68، نقلا عن الفرغانى فى أخبار الدول.
منبع:سایت حضرت زهرا
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 13:28  توسط علیرضا زینلی
|
حديث نهم
صدق فاطمة (ع)
قالت عائشة: ما رأيت أحدا قط أصدق من فاطمة غير أبيها، و كان بينهما شيىء، فقالت: يا رسولاللَّه سلها فإنها لا تكذب.

حديث نهم: صداقت فاطمه
... عايشه گفت:
هرگز كسى را صادقتر از فاطمه (س) نديدم بجز پدرش (ص).
و بين آن دو (عايشه و فاطمه (س» مسألهاى واقع شده بود.
پس (عايشه) گفت:
اى رسول خدا! از او بپرس، پس به درستى كه او دروغ نمىگويد.
1ـ قال أبويعلى الموصلى المتوفى (307) فى مسنده ج 8 ص 153 ط دمشق تحت الرقم (4700)
حدثنا أمية بن بسطام، حدثنا يزيد بن زريع حدثنا روح بن القاسم، عن عمرو بن دينار، قال
منبع:سایت حضرت زهرا
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 13:27  توسط علیرضا زینلی
|
او مفطوم از بدى هاست و بدى ها به ساحت قدس او راهى ندارد.
امام صادق عليه السلام فرمود: آيا مى دانى كه معنا و تفسير نام فاطمه چيست؟ روايتگر اين حديث پاسخ داد نه مولايم برايم بگوييد امام صادق عليه السلام فرمود: فاطمه از بدى به دور است از بدى گرفته شده است. «قال: فطمت من الشره» [بحارالأنوار، ج 43، ص 10، ح 1.]

اگر اين معنى را بشكافيم طهارت و عصمت فاطمه از آن به خوبى استفاده مى شود. خداوند اين وجود پاك را از هر بدى و زشتى به دور داشته بدى به او راه نمى يابد و پاك و پيراسته از هر پليدى است.
در تمام طول عمرش يك نقطه ى منفى ديده نمى شود زندگى پرفراز و نشيب فاطمه عليهاالسلام در آن سالهاى حساس صدر اسلام در كنار رسول خدا در مكه و مدينه و در خانه امام على عليه السلام و به هنگام جنگ و جهاد و درگيرى هاى پى درپى نشان درستى انتخاب اين نام از سوى خداوند است.
فاطمه نامى كه پيراستگى اين وجود مطهر را بازگو مى كند.
آرى فاطمه از اهل بيتى است كه خداوند خواسته تا از هر پليدى پيراسته باشند.
«انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا [سوره احزاب، آيه 33.]»
همانا خداوند خواسته است تا پليدى را از شما اهل بيت بزدايد و شما را پاك و پاكيزه سازد.
منبع:کتاب زخم خورشيد: کاوشي در زندگي حضرت زهرا (سلام الله عليها)
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:21  توسط علیرضا زینلی
|
در روايتى از امام باقر عليه السلام آمده: خداوند عزوجل به هنگام ولادت فاطمه عليهاالسلام توسط فرشته اى نام مبارك فاطمه را بر زبان پيامبر صلى الله عليه و آله جارى ساخت. آنگاه خداوند فرمود: اى فاطمه من تو را با علم و دانايى (از جهل و نادانى) باز گرفتم... [بحارالانوار، ج 43، ص 13، ح 9.]

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:20  توسط علیرضا زینلی
|
حضرت زهرا عليهاالسلام از نور عظمت الهى آفريده شده است و در عرش الهى و در قرب حق جا داشته است. [بحارالأنوار، ج 35، ص 34، ح 32 و بحارالانوار، ج 60، ص 352، ح 36.]
در روايتى پس از آنكه چگونگى تولد انسان و حالات وى در رحم مادر از سوى پيامبر توضيح داده مى شود جابر مى پرسد: «يا رسول الله هذه حالنا فكيف حالك و حال الأوصياء بعدك فى الولاده». اى رسول خدا اين حالت ماست ولى حالت شما و اوصياء شما در هنگام ولادت چگونه است؟
پيامبر قدرى سكوت كردند سپس گفتند: اى جابر از موضوع پر عظمتى پرسيدى كه تاب درك آن را جز آنان كه بهره اى عظيم برده اند، ندارند.
پيامبران و جانشينان آنان از نور عظمت خداوند آفريده شده اند خداوند انوار آنان را در صلب هاى پاك و رحم هاى پاكيزه قرار داده است، خداوند با فرشتگان خويش آنان را حفظ مى كند و با حكمت خويش آنان را پرورش مى دهد و با علم خود آنان را تغذيه مى كند.
حقيقت ايشان بالاتر از آن است كه به وصف آيد و حالات آنان دقيقتر از آن است كه دانسته شود. چرا كه آنان ستاره هاى خدا در زمين و نشانه هاى حق در ميان خلق و جانشينان خدا براى بندگان و انوار خدا در شهرها و حجت هاى الهى بر مردمان هستند.
آنگاه پيامبر افزودند كه اين از علم مستور و مخزون است و آن را جز از اهلش مكتوم دار. [من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 413، ح 5901 و بحارالانوار، ج 60، ص 352، ح 36 به نقل از من لايحضره الفقيه.]
بنابراين اگر در روايات در اين زمينه ها حقايقى يادآور شده بسيار حساس و سنگين است و همه را قدرت فهم آن نيست و در نتيجه كسى را نمى رسد كه انكار كند بايد كه با حلم و فهم همراه شد و دل را براى فهم نرم كرد و گوش جان به حقيقت سپرد تا بلكه پرده اى از جلو ديدگانمان برگرفته شود و حقيقتى مفهوم گردد.
ما خاكيان كه از فهم امور ساده ناتوانيم براى درك و فهم امور پيچيده و مسايل ماورايى ناتوان تر و وامانده تريم مگر اين كه همپاى وحى و گفتار معصومان حركت كنيم و از پرده گيرى هاى آنان مدد گيريم.
زخم خورشيد: کاوشي در زندگي حضرت زهرا (سلام الله عليها)
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:15  توسط علیرضا زینلی
|
معاذ بن جبل گويد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند عزوجل من و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را هفت هزار سال پيش از آفرينش دنيا آفريد.
معاذ گويد: پرسيدم اى رسول خدا پيش از آفرينش دنيا كجا بوديد؟ پيامبر فرمود: ما در پيش روى عرش بوديم خدا را تسبيح و تمحيد و تقديس و تمجيد مى كرديم. پرسيدم به چه شكلى بوديد فرمود: اشباحى از نور بوديم تا آنكه خداوند خواست كه صورت ما را بيافريند ما را در عمودى نورى قرار داد و به صلب آدم انداخت آنگاه ما را به صلب پدران و رحم مادران منتقل ساخت و پليدى شرك و آلودگى كفر به نخواهد رساند. [بحارالأنوار، ج 35، ص 34، ح 32، به نقل از علل الشرايع.]
اين حقيقت در روايات بسيارى بر آن تأكيد شده است گرچه فهم و درك آن به طور كامل بر بسيارى دشوار مى نمايد
زخم خورشيد: کاوشي در زندگي حضرت زهرا (سلام الله عليها)
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:14  توسط علیرضا زینلی
|
در جوامع دينى ما گرچه باور ازدواج در ميان همگان ريشه هاى تنومندى دارد ولى كم نيستند انسانى كه با داشتن آمادگى جسمى و روحى براى ازدواج، از تن دادن به ازدواج در طول ساليانى دراز طفره مى روند.
شايستگانى كه ارزش ازدواج بهنگام را پاس دارند و در اولين فرصت، تن به زندگى مشترك دهند، بسيار كم هستند. همه با بهانه هايى از پذيرش اين مسؤوليت و اعلام آمادگى براى ازدواج سرباز مى زنند.، ولى زهراى مرضيه در همان ابتداى آمادگى، سنگ پايه ى ازدواج را استوار مى سازد و همسرى با فرد شايسته اى همچون على عليه السلام را مى پذيرد.
در اين راستا با اين كه زهرا، دختر اولين شخصيت است و خواستگاران فراوانى دارد. ولى در تعيين فرد شايسته راهى درست مى پيمايد و به مال و دنيا و حرفهاى مردم هيچ توجهى نمى كند. و شايستگى، اخلاق و ايمان همسر، حرف اول را براى او مى زند.
ازدواج بهنگام در اولين زمان هاى آمادگى و انتخاب همسرى شايسته به دور از بهانه جويى ها و بى اعتنا به ارزش هاى غلط يكى ديگر از ارزشهاى جاودانه ى شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام است.
دختران مسلمان بايد اين ارزش بزرگ را پاس دارند و بهنگام، تن به ازدواج دهند. و در انتخاب همسر مناسب، ارزشهاى اصيل اسلامى را در نظر بگيرند.
بهانه جويى ها و خيال گرايى ها و مسئوليت ناپذيرى است كه ازدواج ها را به تأخير انداخته است و به گفته ى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فساد بزرگ و فتنه اى عظيم بپا كرده است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه انكم الا تفعلوه تكن فتنه فى الأرض و فساد كبير» [تهذيب، ج 7، ص 394، ح 2.]
آن زمان كه براى خواستگارى دختر شما، شخصى كه اخلاق و دينش را مى پسنديد آمد، دختر را به او بدهيد. چرا كه اگر اين چنين نكنيد آشوبى در زمين و فسادى بزرگ رخ خواهد نمود. و باز امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند، همه ى دانستنى هاى لازم را به پيامبرش تعليم داد آنگاه امام صادق عليه السلام يك مورد مهم را ذكر مى كند مى گويد: در يك سخنرانى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله برفراز منبر پس از حمد و ستايش الهى فرمود:
اى مردم، جبرئيل از سوى خداوند مهربان و آگاه اين پيام را برايم آورده است كه: دوشيزگان همانند ميوه بر شاخسار درختند. اگر ميوه برسد و چيده نشود آفتاب آن را فاسد مى كند و بادها آن را به اين سو و آن سو مى برد. دوشيزگان نيز چنين هستند اگر به بلوغ زنانه برسند تنها راه براى آنان، ازدواج و شوهرگيرى است وگرنه فاسد مى شوند و آسوده از تباهى آنان نيستيم. چرا كه آنان بشرند... [كافى، ج 5، ص 337، ح 2.]
بنگريد چگونه گفتنى ها را خداوند، براى پيامبرش گفته است و او نيز بر فراز منبر براى مردم بازگو كرده است. حقيقت، روشن و واضح است و از سوى خداوند، اتمام حجت نيز شده است. و پيامبران آن را براى مردم بيان داشته اند ولى چه كنيم كه مردم قدردانى نمى كنند و بهانه ها را سد راه خويش مى سازند.
چگونه پيامبر امت خويش را آگاه سازد؟ و با چه زبانى اين حقيقت ضرورى را براى امت بيان دارد؟ ولى امروز بابهانه و بى بهانه و به هر شكل از پذيرش اين حقيقت تابناك طفره مى روند و ازدواج را به تأخير مى اندازند و همه از دولت و مردم، پدر و مادر، دختر و پسر در اين جهت مقصرند. گرچه هر يك تقصير را به عهده ى ديگرى مى نهند. و يا زمانه را مقصر مى دانند و با آنكه زمانه بى گناه است.
تأسى به حضرت زهرا عليهاالسلام مى طلبد كه: دختران بهنگام ازدواج كنند و بدون عذر صحيح، از پذيرش همسر ممانعت نكنند و در اين مورد بر دانشمندان است كه ويژگى هاى ازدواج بهنگام را براى جامعه، تبيين كنند نه اينكه خود همراه با هياهوها شوند و حقيقت را كتمان كنند.
آن هنگام كه پيامبر خواستگارى على عليه السلام از زهرا عليهاالسلام را با وى مطرح كرد حضرت زهرا عليهاالسلام بدون ابراز اعتراض، رضايت خويش را در قالب سكوت بيان داشت و تن به اين ازدواج مقدس داد. و پس از ازدواج نيز به زهرا بنگريد و ببينيد چگونه به زندگى مشترك پاى بند است و اصول آن را مى شناسد و به كار مى گيرد. در خانه دارى، شوهردارى و فرزنددارى، او نمونه و اسوه است.
زنان، بايد ارزش ازدواج را پاس دارند و بهنگام، همسرى نيكو برگزينند و هستى خويش را در راه پايدارى اين پيمان بگذارند. اين نيز درسى است كه از ارزش هاى جاودانه ى زهرا عليهاالسلام مى گيريم. مهر كم و نكات ديگر درباره ى ازدواج حضرت، خود قابل تأسى است. گرچه امروز همه از اين امور غافلند. و همانگونه كه خوانديد ويژگى هاى مثبت و ارزش هاى والا و جاودانه در زندگى و شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام بسيار است بخشى از آن را برشمرديم و در برابر ديدگان خوانندگان قرارداديم و كوتاه و گذرا به توضيح تعدادى از آن ها پرداختيم. تفصيل بحث مجال ديگرى را مى طلبد.
منبع:زخم خورشيد: کاوشي در زندگي حضرت زهرا (سلام الله عليها)
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 16:13  توسط علیرضا زینلی
|
السلام عليك يا زوجته ولى الله و خير خلقه بعد رسول الله السلام عليك يا ام الحسن و الحسين سيدى شباب اهل الجنه

السلام عليك يا ام المومنين السلام عليك يا ايتها الصايقه الشهيده
السلام عليك ايتها الرضيه المرضيه
السلام عليك ايتها الفاضله الزكيه السلام عليك ايتها الحوراء الانسيه.
السلام عليك ايتها التقيه النقيه السلام عليك ايتها المحدثه العليمه
السلام عليك ايتها المعصومه المظلومه
السلام عليك ايتها المضطهده المقهوره
السلام عليك يا فاطمه بنت محمد رسول الله و رحمه الله و بركاته:
(صلى الله عليك و على روحك و بدنك اشهد انك مضيت على بينه من ربك و ان من سرك فقد سر رسول الله صلى الله عليه و آله و من جفاك فقد جفا رسول الله صلى الله عليه و آله و من اذاك اذى رسول الله صلى الله عليه و آله و من وصلك فقد وصلك فقد وصل رسول الله صلى الله عليه و آله و من
قطعك فقد قطع رسول الله صلى الله عليه و آله لانك بضعه منه و روحه الذى بين جنبيه: اشهد الله و رسله و ملائكه انى راض عمن رضيت عنه ساخط على من سخطت عليه متبرء ممن تبرئت منه موال لمن واليت معاد لمن عاديت مبغض لمن ابغضت محب لمن احببت و كفى بالله شهيدا و حسيبا وجازيا و مثيبا از كتاب مفاتيح الجنان
«مرحوم محدث قمى رضوان الله تعالى عليه»
اينك با اعتراف باين كه بيان فضائل و كمالات نامتناهيه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها از حيطه احصاء خارج است و احدى نمى تواند از عهده بيان نعت و مدح اين بانوى عظيمته الشان برآيد جز اينكه اقرار به عجز خود نمايد
كتاب فضل فاطمه هرگز تمام نتوان كرد كسى كه دم زند از فضل بى نهايت او چو مرغكى است كه از بحرتر كند منقار
اگر مداد شود ابحر و قلم اشجار چو مرغكى است كه از بحرتر كند منقار چو مرغكى است كه از بحرتر كند منقار
فاطمه زهرا انسانى است ملكوتى و جبروتى و لاهوتى صفات و اوست كه ميزان تام انسانيت و الگوى كامل آدميت است
و اوست كه ام ابيها و ام الائمه است به بيانى كه نموديم و بايد بسيار قدر بدانيد.
اكنون چون حال مزاجى اين حقير سراپا تقصير بيش از اين باينجانب اجازه تحرير نميدهد لذا با اعتذار و معذرت خواهى از آن مليكه ملك و ملكوت خاتمه اين كتاب را با توسل به ذيل عنايت آنحضرت اعلام مى نمايد.
(يا فاطمه الزهرا يا بنت محمد يا قره عين الرسول يا سيد تناومولاتنا توجهنا و استشفعنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنايا وجيهه عندالله اشفعى لنا عندالله)
- تهران محمدرضا ربانى-
منبع:كتاب آيينه ايزد نما
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 5:19  توسط علیرضا زینلی
|
حجاب و عفاف كامل، دستور و توصيه ى خداوند مهربان به همه ى دختران و زنان باايمان است: يا أيها النبى قل لأزواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلبيبهن ذلك أدنى أن يعرفن فلا يؤذين و كان الله غفورا رحيما؛ [ احزاب (33)، 59. ] اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب هاى (روسرى هاى بلند) خود را بر خويش فروافكنند. اين كار براى اين كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) و خداوند همواره آمرزنده ى رحيم است

دستور به حجاب و عفاف نه تنها يك ضرورت اجتماعى براى حفظ عفت جامعه است، بلكه مهم ترين راه كار حفظ عفت، كرامت و شخصيت انسانى زنان در عرصه هاى گوناگون مى باشد.
و پاره ى وجود رسول خدا صلى الله عليه و آله كامل ترين اسوه و الگوى حيا، عفت و حجاب است. سخن از فاطمه است؛ فاطمه اى كه پدرش كانون همه ى حوادث سياسى- اجتماعى آن روزگار بود و او در كنار پدر، چون مادرى مهربان، در همه ى اين صحنه ها حضورى مستمر داشت. آرى فاطمه در تمام عمر در صحنه هاى گوناگون اجتماعى حضور داشت؛ چه در دوران كودكى در شرايط طاقت فرساى مكه و حصر اقتصادى در شعب ابى طالب؛ چه در دوران بعد از هجرت به مدينه و كشاكش جنگ هاى پُرشمار و حوادث بى شمار، و چه در خانه ى على عليه السلام كه محل آمد و شد فراوان اصحاب و ياران خاص رسول بود.
حضرت صديقه ى طاهره در همه ى اين صحنه ها حضور داشت؛ اما با همه ى اين احوال، عفاف و حجاب او در اوج يگانگى و بى مثالى بود
چادر عفتت از، بارقه ى نور خدا پاكى از پاكى تو آيه ى تطهير تو بس عصمت از عصمت تو دست و بنانش به قلم.
پرده ى عصمتت از، اقمشه ى شهر قدم عصمت از عصمت تو دست و بنانش به قلم. عصمت از عصمت تو دست و بنانش به قلم.
[ شعر از مرحوم آقابزرگ قمى ( ميرزا محمود شاطر). اختران ادب: ج 1، ص 81. ]
جلوه هايى بسيار زيبا و ديدنى از رفتار و گفتار فاطمه ى زهرا عليهاالسلام در عرصه ى حجاب و عفاف گزارش شده است كه حقيقت هر يك از اين رفتارها و گفتارها مى بايد سرمشق دختران و زنان ما در زندگى قرار گيرد
منبع:كتاب در مکتب فاطمه سلام الله عليها
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 14:5  توسط علیرضا زینلی
|
فاطمه عليهاالسلام را معرفى مى كنيم و تاريخ حيات او را از نظر مى گذرانيم، با اين باور و اعتماد كه سراسر زندگى او درس است، درس چگونه زيستن است، چگونه زن بودن، چگونه مبارزه كردن، درس هدفدارى و ايده دارى و بدنبال هدف ارزنده تا پاى جان دويدن و ضربات دردانگيز غلاف شمشير را تحمل كردن و از دفاع دست برنداشتن، درس مسؤوليت و تعهّد، درس وظيفه شناسى، درس نيايش و بندگى خدا، درس همسرى و همسردارى، درس مادرى و فرزندپرورى، درس سنگرسازى خانه، درس مديريت و هدايت، درس رشد و اعتلاء، درس اوج گيرى و پيشرفت، از خاك سر برآوردن و در خاك فانى نشدن، درس صيرورت و شدن، درس جهد جدّى براى وصول به مقام قرب، و پا بر فرق همه ماديات نهادن و ورود به مقام قربى كه در آن ديدار بى پرده يار ابدى ميسر گشتن و در خوان رضوان و جنّت او در عين راضيه و مرضيه بودن داخل شدن

در اين دوران گيجى و بهت زدگى و حيرت فكرى، در اين دوران تصادمات و تعارضات فكرى و بالاخره در عصر جاهليت نو، كه همگان را نياز به شركت در درس و كلاس و تعليم خداوندى است فاطمه عليهاالسلام مى تواند معلمى درس آموز و كتاب درسى بانوان ما تاريخ زندگى فاطمه عليهاالسلام و تصميم جدّى شان در اين راه عامل رشد و سعادت باشد.
منبع:كتاب در مکتب فاطمه سلام الله عليها
+ نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت 19:39  توسط علیرضا زینلی
|